أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

281

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

خلق النّاس عليه بقرينة ذلك الدّين القيّم « 1 » زجّاج گفت : مراد آنست كه ايشان احكام و اغراض در خلق خداى تعالى مىبگردانند ، خداى تعالى چهار پايان را براى آن آفريد تا به او منتفع شوند ، ايشان بر خويشتن حرام كردند ببحيره و سائبه ، و ماه و آفتاب را براى آن آفريد تا مسخّر فرمان او باشند در منافع ما ، ايشان آن را عبادت كردند و حمل بر تغيير دين كردن اوليتر است براى آنكه فائدهء او عام‌ّتر است آنگه گفت كه : هر كه شيطان را ولىّ و يار و دوست خود گيرد از جز خداى تعالى او بخويشتن زيانى كرده باشد ظاهر « 2 » از حرمان ثواب و استحقاق عقاب . [ سوره النساء ( 4 ) : آيات 120 تا 122 ] يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلاَّ غُرُوراً ( 120 ) أُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ لا يَجِدُونَ عَنْها مَحِيصاً ( 121 ) وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلاً ( 122 ) ميفرمايد كه : شيطان ايشان را اغرا و اغوا مىكند و وسواس مىكند و بچيزهاى به دو محال و اكاذيب وعده ميدهد و ايشان را آرزو ميدهد و در آرزوهاى مىاندازد و هر وعدهء كه شيطان ميدهد جز غرور و باطل و محال و فريب نباشد ايشان كه بفريب شيطان فريفته شوند و بوعدهاى باطل او مغرور گردند مآل و مرجع ايشان دوزخ باشد و از دوزخ ايشان را محيصى « 3 » و گريزى نباشد . امّا آنان كه بخلاف ديو پرستان و ديو فرمانان‌اند ايشان آنكسانىاند كه بخداى ايمان آوردند و عمل صالح كردند ما ايشان را ببهشتهائى بريم كه در زير درختان آن يا در زير كوشكهاى آن جويهاى آب روان باشد و ايشان در آنجا مخلّد و مؤبّد و جاويد باشند وعده كرده است خداى ايشان را برين وعدهء حقّ و كيست

--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) ضمن نقل اقوال در تفسير آيه گفته ( ج 2 چاپ اول ؛ ص 49 ؛ س 12 - 9 ) : « و بعضى دگر گفتند : تغيير خلق و شم است و اين قول حسن بصرى است و ضحاك و ابراهيم و در خبر آمده است لعن اللّه الواشمات و الموتشمات و المفلجات و المغيرات « واشمات » آنان باشند كه نگار كنند بر دست و بر پاى و اندام زنان به نيل و سوزن ، و « موتشمات » آنان كه اين فعل بخويشتن كنند ، و « مفلجات » آنان كه گوشه‌هاى دندان بشكنند تا گشاده دندان شوند كه عرب پيوستگى دندان بفال ندارند » . ( 2 ) - « ظاهر » صفت « زيان » است . ( 3 ) - نص عبارت ابو الفتوح اين است ( ج 2 ؛ ص 49 ، س 22 : « و از آن محيصى و معدلى نيابند يقال حاص عن كذا يحيص حيصا اذا عدل عنه و محيص جايها گرديدن باشد و منه قولهم : وقعوا فى حيص بيص اذا وقعوا فى امر لا يدرون أ يتقدمون أم يتأخرون و اصل كلمه « بوص » بوده است من باص يبوص اذا تقدم فى الامر و لكن براى ازدواج كلمتين واو را يا كردند » .